بیایم رهبر را بیشتر بشناسیم
مژده آیت الله بهجت به رهبر انقلاب
در آذرماه سال 88 در دفتر بعثه مقام معظم رهبری گفتگویی تفصیلی توسط آیت الله محمدی ری شهری با شیخ علی بهجت، پسر آیت الله بهجت صورت گرفت که متن آن بعدها در کتاب زمزم عرفان منتشر شد.
بولتن نیوز: در آذرماه سال 88 در دفتر بعثه مقام معظم رهبری گفتگویی تفصیلی توسط آیت الله محمدی ری شهری با شیخ علی بهجت، پسر آیت الله بهجت صورت گرفت که متن آن بعدها در کتاب زمزم عرفان منتشر شد. در قسمتی از این گفتگو فرزند آیت الله بهجت به ذکر خاطره ای از اولین دیدار آیت الله خامنه ای با حضرت آیت الله بهجت پس از به رهبری رسیدن ایشان می پردازد. قسمتی از این گفتگو که در مورد این دیدار نقل شده است به شرح زیر می باشد:
"آیت الله خامنه ای در نخستین دیدارشان پس از تصدی مقام رهبری، با ایشان پرسید: باید چه کار کنم؟
پدرم چند دقیقه ای سر خود را به زیر انداخت و بعد سرش را بلند کرد و فرمود: "الحمدلله شما به مبانی مستحضرید. اگر به آنچه طبق موازین می رسید عمل کنید، من ملتزمم که شما را تنها نگذارند!"
فرزند آیت الله بهجت در ادامه توضیح می دهد که این دومین موردی بود که از پدرم این گونه ملتزم شدن( با واژه من) را شنیدم... دیگر به عمرم کلمه من را نشنیدم که بگویند.
( زمزم عرفان/ محمدی ری شهری/ ص 266و267/ انتشارات دارالحدیث)
ایت الله صدیقی
اگر این حرف را اینجا نزنم ، پس کجا بزنم ؟ می دانم حضرت آقا راضی نیستند ولی ما موظفیم که بگوییم.
مرحوم آیت الله احمدی میانجی ازعرفای زمان و از شاگردان آیت الله بهجت(ره) بودند. ایشان به محضر امام زمان(عج) شرفیاب شده بودند ، در یکی از تشرفات گفتند که از امام زمان در خصوص رهبری آقا سید علی سوال کردم :
آقا! نظرتان در مورد ایشان چیست؟
امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف) فرمودند: ایشان از ما هستند .
سخنرانی در بيت رهبري ، مراسم عزاداری حضرت زهرا سلام الله عليها (28/2/89)
اگر من از مظلومیت رهبر بگویم شاید دلتان خون بشود ، خیلی مظلومند ایشان .
این موضوع را من با یک واسطه می گویم . با یکی از محافظ های آقا در حرم امام رضا روبروی ضریح ، دو به دو با هم بودیم .
گفتم از آقا چه خبر ؟
میگفت ما روزهای دوشنبه ، ( این را میگفت و گریه میکرد ) می رویم سرکشی میکنیم به خانواده شهدا . آقا می فرمودند به خانواده شهدا نگویید که ما می آییم که به زحمت نیافتند .
یک ربع قبل آقا در ماشین هستند ما درب میزنیم و میگوییم آقا می خواهند تشریف بیاورند منزل و یک سلام و علیکی با مادر و پدر شهید نمایند .
یکبار رفتیم درب خانه دو شهید ، من خودم رفتم دیدم درب باز است و آب و جارو کرده اند . درب زدم ، مادر شهید آمدند دم درب و گفتند : آقا کو ؟
گفتم : کدام آقا ؟
گفت : مقام معظم رهبری کجاست ؟
گفتم : شما از کجا می دانید ؟
شروع کرد به گریه کردن ، گفت دیشب خواب بچه هام را دیدم ، بچه ها آمدند گفتند خوش بحالت ، فردا سید علی می خواهد بیاید خانه تان .
به اینجا که رسید ، مقام معظم رهبری هم رسیدند به درب خانه .
بعد مادر شهید گفت من خواب دیدم که امام هم تشریف آوردند و گفتند فردا آقا سید علی آقا می خواهند بیایند ، ما هم تبریک می گوییم . و یک مطلبی هم امام فرمودند و پیغام دادند که من به شما بگویم .
مقام معظم رهبری فرمودند چه پیغامی ؟
مادر شهید گفتند : امام فرمودند سلام ما را به آقا سید علی آقا برسانید و به ایشان بگویید اینقدر از خدا طلب مرگ
نکن ! فرج نزدیک است انشاءالله
خیلی گریه کرد .
حجت الاسلام دانشمند : مظلوم است آقا . یک کاری نکنیم که اگر گره ای نمی توانیم باز کنیم ، لااقل گره بر گره نیاندازیم .این واقعاً ظلم است ، خدا نمی بخشد .
در این دنیا مرکز شیعه فقط ایران است . افغانستان ، پاکستان ، مصر ، عربستان و عراق را ببینید . در ممالک اسلامی کجا شیعه همه کاره است ، ایران مرکز شیعه است ، دل امام زمان به شما بسته شده و امید امام به شماست .
خدایا رهبر مظلوم و با کرامت انقلاب را بحق امام زمان محافظت بفرما .
دانشمند
حجت الاسلام فاطمی
متن زیر قسمتی از سخنرانی حجت الاسلام فاطمی نیا هست که در پایان یکی از مجالس حضرت زهرا (س) در مورد مقام معظم رهبری می فرمایند:
بنده روی منبر امام حسین ، در خانه خدا ، آن هم در مجلس حضرت زهرا اگر چیزی را یقین نکنم نمیگویم.
بدانید و آگاه باشید:
هر کس کوچکترین حرف در تضعیف مقام رهبری بزند ، هر کس اندیشه ای داشته باشد که ضد مقام رهبری باشد ، خدا او را نخواهد بخشید !
این را یقین داشته بدانید ! قدردان رهبر باشید ! اگر افکار پاشیده ای ، پوسیده ای به شما عرضه کردند قبول نکنید !
این مرد بزرگ عزّ اسلام است و هر کس با این مرد بزرگ ، با مقام معظم رهبری مخالفت کند خدا از او نمی گذرد !
مرحوم بهلول
مرحوم بهلول ميگويد: من در طول مدت عمرم، امرا و صاحب منصبان زيادى را ديدهام؛ اما كسى را به لحاظ بىرغبتى به مقام و منصب دنيا، هم پاى "آقا " (آيت الله خامنهاي) نديدهام. انسان وقتى زندگى روزمره او را از نزديك مىبيند، حس مىكند كه ذرهاى ميل به دنيا در او وجود ندارد.
واقعاً در اين مقطع، من هيچ كس را در تقوا و اعراض از مال و مقام دنيا، مثل او نمى شناسم. آخرين بارى كه در خدمت وى بودم، به من گفت: آقاى بهلول! خاطرتان هست كه قبل از انقلاب، يك شب در مسجد طرقبه منبر بوديد؛ پس از اتمام مجلس، وقتى خواستيد از مسجد بيرون بياييد، چون تاريك بود، من آمدم دستتان را بگيرم و كمكتان كنم؛ اما دستتان را كشيديد و گفتيد: من چشمانم خوب مىبيند؛ تا جايى كه هنوز زير نور ماه، خاطره مىنويسم؛ حالا چطور؟ حالا هم بينايى تان در همان حد هست؟ من گفتم: آقا! حالا زير نور خورشيد هم ديگر نمى توانم بنويسم. بعد آقا گفت: اخيراً كمتر به ما سر مى زنيد. گفتم: آقا! شما متعلق به همه مردم ايران هستيد؛ من اگر وقت شما را بگيرم، مثل اين است كه وقت همه ايرانى ها را گرفتهام.
آيتالله بهاءالديني
روزي بعد از ملاقات حضرت آقا با آيتالله بهاءالديني از ايشان ميپرسند كه آيا ديروز مقام معظم رهبري به اينجا آمده بود؟ ايشان در جواب ميفرمايند: بله چند دقيقه خورشيد اينجا تابيد و رفت، او چون خورشيد داراي خير و بركات است.
قبل از رياست جمهوري، روزي آقا به بيت حضرت آيتالله العظمي بهاءالديني ميروند. آقاي بهاءالديني ميفرمايد: "خورشيد لحظهاي تابيد و رفت. " زماني براي امضاي قائم مقامي رهبري، خدمت حضرت آيتالله بهاءالديني ميرسند، ايشان امضا نميكنند. هر چه از فرستادگان آقاي منتظري اصرار از ايشان انكار، تا آنجا كه خود آقاي منتظري شخصاً خدمت ايشان ميرسد و تمام كتابهايي را كه درباره ولايت فقيه نوشته است، جلوي روي آقاي بهاءالديني ميچيند. آيتالله بهاءالديني تمام كتب را جمع ميكنند و به آقاي منتظري ميگويند: "ولايتفقيه نوشتني نيست، فهميدني است. " بعد كه از ايشان ميپرسند: آقا چرا ايشان را تأييد نكرديد، مگر شخص ديگري هم ميتواند؟ ميفرمايند: نظر ما سيدعلي خامنهاي است. آقاي بهاءالديني فرموده است: "البته هيچ كس حاجآقا روحالله نميشود، ولي آقا سيدعلي خامنهاي حقيقت ولايتفقيه هستند و رهبر. از همه به امام نزديكتر است. كسي كه ما به او اميدواريم، آقاي خامنهاي است. شما از ما قبول نميكنيد، ولي اين ديد ماست، نزد ما محرز است آقا سيدعلي خامنهاي رهبر آينده هستند. "
يكي از روزها كه حضرت آقا تشريف برده بودند به جمكران، حدود ساعت دو شب به حضرت آيتالله العظمي بهاءالديني خبر ميدهند كه آقا صبح بعد از نماز ميخواهند تشريف بياورند منزل شما. تيم حفاظت ساعت چهار صبح براي آماده كردن شرايط به منزل ايشان ميروند كه متوجه ميشوند آقاي بهاءالديني، پيرمرد نود ساله جلوي در خانه ايستادهاند. ميگويند: آقا چرا با اين كهولت سن اينجا تشريف داريد؟ ايشان ميفرمايند: براي ديدن رهبر بزرگ انقلاب، من از همان ساعتي كه شما زنگ زديد آمدهام استقبال.
سخن امام خمینی در مورد مقام معظم رهبری
حضرت امام خميني :اينجانب که از سالها قبل از انقلاب با جنابعالي ارتباط نزديک داشته ام و همان ارتباط ... بحمدالله تاکنون باقي است .
جنابعالي را يکي از بازوهاي تواناي جمهوري اسلامي مي دانم و شما را چون برادري که آشناي به مسائل فقهي و متعهد به آن هستيد و از مباني فقهي مربوط به ولايت مطلقه فقيه جدا جانبداري مي کنيد مي دانم و در بين دوستان و متعهدان به اسلام و مباني اسلامي از جمله افراد نادري هستيد که چون خورشيد روشني مي دهيد .
صحيفه نور – جلد 20 – صفحه 173
پيام امام خميني (ره) به مناسبت سوءقصد به جان مقام معظم رهبري در 6 تير 60
بسمالله الرحمن الرحيم
جناب حجتالإسلام آقاى حاج سيدعلى خامنهاى دامت افاضاته
خداوند متعال را شكر كه دشمنان اسلام را از گروهها و اشخاص احمق قرار داده است، و خداوند را شكر كه از ابتداى انقلاب شكوهمند اسلامى هر نقشه كه كشيدند و هر توطئه كه چيدند و هر سخنرانى كه كردند ملت فداكار را منسجمتر و پيوندها را مستحكمتر نمود و مصداق "لازال يُؤيّدُ هذا الدّين بالرجل الفاجر "[1] تحقق پيدا كرد. اينان هر جا سخن گفتند خود را رسواتر كردند و هرچه مقاله نوشتند ملت را بيدارتر نمودند و هرچه شخصيتها را ترور كردند قدرت مقاومت را در صفوف فشرده ملت بالاتر بردند. اكنون دشمنان انقلاب با سوءقصد به شما كه از سلاله رسول اكرم و خاندان حسينبنعلى هستيد و جرمى جز خدمت به اسلام و كشور اسلامى نداريد و سربازى فداكار در جبهه جنگ و معلمى آموزنده در محراب و خطيبى توانا در جمعه و جماعات و راهنمايى دلسوز در صحنه انقلاب مىباشيد، ميزان تفكر سياسى خود و طرفدارى از خلق و مخالفت با ستمگران را به ثبت رساندند. اينان با سوءقصد به شما عواطف ميليونها انسان متعهد را در سراسر كشور بلكه جهان جريحهدار نمودند.
اينان آنقدر از بينش سياسى بىنصيبند كه بىدرنگ پس از سخنان شما در مجلس و جمعه و پيشگاه ملت به اين جنايات دست زدند، و به كسى سوء قصد كردند كه آواى دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمين جهان طنين انداز است. اينان در اين عمل غيرانسانى به جاى برانگيختن و رعب، عزم ميليونها مسلمان را مصممتر و صفوف آنان را فشردهتر نمودند. آيا با اين اعمال وحشيانه و جرايم ناشيانه وقت آن نرسيده است كه جوانان عزيز فريبخورده از دام خيانت اينان رها شوند و پدران و مادران، جوانان عزيز خود را فداى اميال جنايتكاران نكنند و آنان را از شركت در جنايات آنان برحذر دارند؟ آيا نمىدانند كه دست زدن به اين جنايات، جوانان آنان را به تباهى كشيده و جان آنان به دنبال خودخواهى مشتى تبهكار از دست مىرود؟ ما در پيشگاه خداوند متعال و ولى بر حق او حضرت بقية اللَّه- ارواحنا فداه- افتخار مىكنيم به سربازانى در جبهه و در پشت جبهه كه شبها را در محراب عبادت و روزها را در مجاهدت در راه حق تعالى به سر مىبرند. من به شما خامنهاى عزيز، تبريك مىگويم كه در جبهههاى نبرد با لباس سربازى و در پشت جبهه با لباس روحانى به اين ملت مظلوم خدمت نموده، و از خداوند تعالى سلامت شما را براى ادامه خدمت به اسلام و مسلمين خواستارم.
والسلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته.
روح اللَّه الموسوى الخمينى
[1] مسند احمد؛ ج 2؛ ص 309؛ كنزالعمال؛ ج 1؛ ص 45؛ ح 115
منبع: صحيفه امام؛ ج 14؛ ص 504
امام خميني(ره) خطاب به مقام معظم رهبري در زمان رياست جمهوري ايشان: هر موقعيكه شما به سفر ميرويد، من مضطرب هستم تا برگرديد. خيلي سفر نرويدL
حضرت آيتالله حسنزاده آملي،
علامه عظيمالشأن حضرت آيتالله حسنزاده آملي، جلوي حضرت آقا دو زانو نشسته و ايشان را مولا خطاب ميكنند. حضرت آقا ناراحت شده و به علامه ميفرمايند اين كار را نكنيد. علامه حسنزاده ميفرمايند: اگر يك مكروه از شما سراغ داشتم اين كار را نميكردم. ايشان در جاي ديگر فرمودهاند: گوشتان به دهان رهبر باشد. چون ايشان گوششان به دهان حجتبنالحسن(عج) است. اين جملات وقتي بيشتر معنا پيدا ميكند كه بدانيم صاحب تفسير الميزان، علامه عارف آيتالله طباطبايي درباره شاگردش علامه حسنزاده فرمودهاند: حسنزاده را كسي نشناخت جز امام زمان(عج). راهي كه حسنزاده در پيش دارد، خاك آن توتياي چشم طباطبايي. جناب علامه حسنزاده در مقدمه يكي از كتابهاي خود خطاب به حضرت آقا مينويسد: با سلام و تحيت خالصانه و ارائه ارادت بي پيرايه و درود نويد جاويد به حضور آن قائد ولي وفي و رائد سائس حفي، مصداق بارز "نرفع درجات من نشاء " تقديم ميگردد و عرض ميشود "يا ايها العزيز جئنا ببضاعه مزجاه " دادار عالم و آدم، همواره سالار و سرورم را سالم و مسرور دارد.
(التمسك بذيل الولايه، حسن حسنزاده آملي)
آيتالله حسنزاده آملي ميفرمايند: رهبر عظيمالشأنتان را دوست بداريد، عالمي، رهبري، موحدي، سياسي، دينداري، انساني، رباني، پاك منزه، كسي كه دنيا شكارش نكرده، قدر اين نعمت عظما را كه خدا به شما عطا فرموده، قدر اين رهبر ولي وفي الهي را بدانيد، مبادا اين جمعيت ما را، مبادا اين كشور ما را، مبادا اين كشور علوي را، اين نعمت ولايت را از دست شما بگيرند. خدايا به حق پيامبر و آل پيامبر سايه اين بزرگمرد، اين رهبر اصيل اسلامي حضرت آيتالله معظم خامنهاي عزيز را مستدام بدار.
شهيد محراب، عارف عامل، آيتالله دستغيب ميفرمايند: چيزي كه بنده نسبت به اين شخص بزرگ فهميدهام اين است كه فردي است خدايي، هواپرست نيست، مقام نميخواهد، قدرت نميخواهد به دست بگيرد، امتحان خويش را پيش از پيروزي و بعد از پيروزي داده است. در هر پستي كه بوده، امتحان خودش را داده است. كسي كه امام جمعه تهران باشد، آن وقت در جبهه برود، در سنگرها از اسلام دفاع كند، اين مرد بزرگ، مقامي براي خودش قائل نيست، به عينه مثل رهبر عظيمالشأن. امام فرموده: به من خدمتگزار بگوييد بهتر است از اينكه رهبر بگوييد. آقاي علي خامنهاي هم اينجوري است، مقام نميخواهد، مقام روي او اثر نميگذارد.
مرحوم حاج احمد آقاي خميني تعريف كردهاند: در سال 65، جلسات هفتگي سران قوا در دفاتر يكي از آنها يا در جماران، البته بدون حضور امام برگزار ميشد. در يك جلسهاي كه در جماران تشكيل شده بود، من، آيتالله خامنهاي، آقاي موسوياردبيلي، آقاي ميرحسين موسوي، آقاي هاشمي رفسنجاني حضور داشتيم. از قرار اتفاق، در همان روز آقاي منتظري نيز با امام جلسه داشتند. در آن سال، هر وقت امام با آقاي منتظري ملاقات ميكرد، بعد از جلسه برافروخته و عصباني بودند، بهطوري كه در چهرهشان مشخص و نمايان بود. در وسط جلسه بوديم كه ناگهان امام بدون در زدن، يكدفعه با حال عصبانيت شديد و برافروختگي وارد اتاق شدند و رو به ما فرمودند: "من از اول با قائممقامي آقاي منتظري مخالف بودم، ايشان به درد رهبري بعد از من نميخورد. " جلسه امام كه تمام شد، همه سران قوا و من، در يك سكوت سنگيني فرو رفتيم و همه متحير از اين جملات بوديم؛ چون سابقه نداشت و حضور غير منتظره امام هم نشان از اهميت موضوع بود. بعد از مدتي سكوت، آقاي خامنهاي شروع به صحبت كردند كه: آقاي منتظري شاگرد شما بودند و در زمان شاه، مبارزات داشتند و زندان طولانيمدت رفتند و... و از آقاي منتظري تعريف كردند و در آخر هم آقاي خامنهاي گفتند كه خُب اگر ايشان نباشد چه كسي باشد: امام بلافاصله و با اشاره به حضرت آقا فرمودند: خود شما.(به نقل از آقاي حبيبي دبير كل مؤتلفه)
امام خميني بعد از حادثه انفجار مسجد ابوذر در سال 60 كه قبل از رياست جمهوري حضرت آقا، اتفاق افتاد، فرمودند: "خداوند ذخيره انقلاب را حفظ كرد. " عليمحمد بشارتي نقل ميكند: در تابستان سال 58 هنگامي كه مسئول اطلاعات سپاه بودم، گزارشي داشتيم كه آقاي شريعتمداري در مشهد گفته بود: "من بالاخره عليه امام اعلام جنگ ميكنم. " خدمت امام رسيديم و ضمن ارائه گزارشي، خبر مذكور را هم گفتند. ايشان سرش پايين بود و گوش ميداد. اين جمله را كه گفتم، سربلند كرد و فرمود: "اينها چه ميگويند؟! پيروزي ما را خدا تضمين كرده است. ما موفق ميشويم، در اينجا حكومت اسلامي تشكيل ميدهيم و پرچم را به صاحب پرچم ميسپاريم. " پرسيدم: خودتان؟ امام سكوت كردند و جواب ندادند.
حضرت امام ميفرمايند: يك نفر را مثل آقاي خامنهاي پيدا بكنيد كه متعهد به اسلام باشد و خدمتگذار، و بناي قلبياش بر اين باشد كه به اين ملت خدمت كند، پيدا نميكنيد، ايشان را من سالهاي طولاني ميشناسم.
حضرت امام خميني در پيامي به مناسبت ترور آيتالله خامنهاي نوشتند: اكنون دشمنان انقلاب، با سوءقصد به شما كه از سلاله رسول اكرم(ص) و خاندان حسين بن علي(ع) هستيد... عواطف ميليونها انسان متعهد را در سراسر كشور، بلكه جهان، جريحهدار نمودند... من به شما خامنهاي عزيز تبريك ميگويم كه در جبهههاي نبرد با لباس سربازي و در پشت جبهه با لباس روحاني به اين ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالي، سلامت شما را براي ادامه خدمت به اسلام و مسلمين خواستارم.
در سال 69 بنده به حاج احمدآقا خميني گفتم كه شما طي يك سخنراني اعلام كرديد كه "هر كس بين اطاعت از مقام معظم رهبري و امام راحل(ره) تفاوت قائل باشد، در خط آمريكاست " كه ايشان با تأييد دوباره اين سخن گفتند، بنده از روي اعتقاد اين حرف را زدهام. بعد ايشان فرمودند: برخي از اين افراد دور من را گرفتهاند كه بنده را در مقابل حضرت آيتالله خامنهاي قرار دهند كه من متوجه شدم و توي دهنشان زدم.
حاج احمدآقا در ادامه فرمود: بايد به اين احمقهايي كه ميگويند آقاي خامنهاي نبايد رهبر شود، گفت "پس چه كسي؟ " اگر نظر آنها بر روي فلاني است، او كه حتي توانايي اداره خانواده خود را ندارد چه برسد به يك مملكت.
همچنين ايشان فرمودند: سه سال قبل از عزل منتظري، يعني سال 1365، سران قواي سهگانه كشور در جماران جلسه داشتند كه آن روز آقاي منتظري نيز با امام راحل(ره) ملاقاتي داشت، آنها مشغول بحث و گفتوگو بودند كه يكدفعه امام خميني برخلاف معمول بدون زدن در، با ناراحتي وارد اتاق ميشود.
بنا به گفته حاجاحمدآقا، در اين جلسه خود ايشان، ميرحسين موسوي با منصب نخستوزيري، موسوي اردبيلي رئيس قوه قضاييه، هاشمي رفسنجاني رئيس مجلس و آيتالله خامنهاي نيز با سمت رياست جمهوري حضور داشتند.
امام(ره) با ناراحتي تمام گفتند: بنده از اول گفتم منتظري به درد رهبري نميخورد، مجلس خبرگان رأي بر شايستگي او داد و بنده به خاطر التزام به قانون پذيرفتم، ولي امروز به صورت صريح اين سخن را تكرار ميكنم.
در آن وضعيت سكوت عميقي در جلسه حاكم شد كه آيتالله خامنهاي با طرح اين سئوال كه پس چه كسي عهدهدار رهبري شود؟ سكوت را شكستند كه در همين لحظه امام بدون كوچكترين مكثي انگشت اشاره را به سوي حضرت خامنهاي گرفتند و گفتند: "خود شما، مگر شما از ديگران چه كم داريد؟ "
وي گفت: سكوت بيشتر شد تا حدي كه نفسها به شماره افتاد. خود مقام معظم رهبري خطاب به امام گفتند: "اين مسئله كه شما ميفرماييد موضوع جديدي است، بنده ميخواستم شما به اعضاي اين جلسه حكم ولايي كنيد كه ما حق دم زدن از اين جلسه را نداريم تا زماني كه خود شما حكم بفرماييد. " امام نيز اين حكم را كردند. (به نقل از آيتالله خزعلي)
حاج احمد آقا ميفرمايند: بايد در كنار نظاممان پشت سر رهبري قرار بگيريم. رهبر ما شاگرد امام است. رهبر ما از چهرههاي شناخته شده انقلاب كه ساليان سال در زندانهاي سفاك پهلوي به سر برده... هيچ كس حق شكستن حريم رهبري را ندارد. حرمت رهبري نظام اسلامي، از اصول خدشهناپذير انقلاب اسلامي ماست. همه بايد به دستور رهبري عمل كنند... ما امروز موظف هستيم پشت سر مقام معظم رهبري حضرت آيتالله خامنهاي حركت كنيم. هر چه ايشان گفت، گوش كنيم. اگر روزي حركت ما با حركت ولي نخواند، بدانيد كه نقص از ماست... قاطعتر پشت رهبري باشيم و نگذاريم رهبرمان احساس تنهايي كنند. همانطور كه نگذاشتيد امام احساس تنهايي كند. اطاعت از خامنهاي، اطاعت از امام است. هر كس منكر اين معنا شود، مطمئن باشيد در خط امام نيست و هر كس بگويد كه اطاعت از امام غير از اطاعت از آيتالله خامنهاي است، در خط آمريكاست.
من بعد از رحلت امام، با خدا و امام عهد كردهام كه كوچكترين قدمي را عليه رهبري و بر خلاف رهبري و حتي بر خلاف ميل رهبري بر ندارم. و اگر شما مردم هم چنين پيماني را تجديد كنيد، مطمئن باشيد كه ما در تمام زمينهها بر آمريكا پيروز ميشويم... به حسن و برادرانش اين توصيه را مينمايم كه هميشه سعي كنند در خط رهبري حركت كنند و از آن منحرف نشوند كه خير دنيا و آخرت در آن است و بدانند كه ايشان موفقيت اسلام و نظام كشور را ميخواهند. هرگز گرفتار تحليلهاي گوناگون نشوند كه دشمن در كمين است.
مرحوم حاج احمد آقاي خميني ميفرمودند: بر خود واجب ميدانم شهادت دهم زندگي داخلي آيتالله خامنهاي، نه از باب اينكه رهبر عزيز انقلاب ما به اين حرفها نياز داشته باشند، بلكه وظيفه خود ميدانم تا اين مهم را به مردم مسلمان و انقلاب ايران بگويم. من از داخل منزل ايشان مطلع هستم، مقام معظم رهبري در خانه، بيش از يك نوع غذا بر سر سفره ندارند. خانواده معظمله روي موكت زندگي ميكنند. روزي به منزل ايشان رفتم، يك فرش مندرس آنجا بود، من از زبري فرش به موكت پناه بردم.
در ملاقاتي كه مقام معظم رهبري با حاج احمدآقاي خميني داشتهاند، ايشان ميفرمايد: حضرت امام بارها از جنابعالي بهعنوان مجتهدي مسلم و بهترين فرد براي رهبري نام بردند.
حجت الاسلام سيدحسن نصرالله، رهبر مقاومت اسلامي لبنان مي گويد: خداوند تعالي، پيامبر يا امام معصوم(ع) را ـ به آن خاطر كه معصوماند ـ به ولايت امر برميگزيند، صفاتي چون علم و زهد و حكمت و شجاعت و ابهت در او متجلي است و هنگامي كه امام معصوم(ع)، غايب است بر ماست كه به دنبال اين صفات در شخصي بگرديم كه بيش از ديگران آنها را در خود داراست. البته بايد فقيهي عادل باشد و نه فقط كسي كه از حرام الهي اجتناب ميكند. او بايد زاهد دنيا و شجاع و كاردان و حكيم و بصير و مدبر باشد. در امتداد زمان و طول تاريخ ما، فقهايي از اين نوع بودهاند و زمانه از فقهايي اينچنين خالي نبوده است. امانت را به دوش كشيدند و از آن به تناسب ظرف زماني و شرايطي كه در آن حضور داشتند محافظت كردند. تا اينكه خداوند تعالي به مرجع بزرگ و فقيه گرانقدر اين زمانه، امام خميني(ره) توفيق داد تا اين پيروزي تاريخي مداوم را به وجود آورد. شخصيت امام خميني(رحمت الله عليه) به نحوي در چشمها و عقلها و قلبها بروز يافت كه هيچ كدام از ما تصور نميكرد در طول تاريخ ما، فقهايي به اين بزرگي بروز يافته باشند، البته در تاريخ ما فقهاي بسيار بزرگي بودهاند اما ظرف زماني و شرايط آنها متفاوت بوده است.
مسأله مهم آن است كه در اين زمانه، امام خميني(ره) ظهور كرد كه گر چه معصوم نبود اما اين ويژگيها و اوصاف در او جمع بود: علم، شجاعت، اخلاص، زهد، ورع، عرفان و تدبير. به اين واسطه بود كه بعد از قرنهاي متمادي مظلوميتي كه ابتدا داشت و انتها نداشت، به مدد الهي توانستيم در اين زمان و به دست امام خميني(ره) دولت آل محمد را برپا كنيم كه اين دولت نيز هر روز بيشتر از روز قبل خود، عزت و قوت و كرامت به دست آورد. سپس حضرت امام رحلت كردند و ولي فقيه جديدي براي ما متجلي شد كه شخصيت و صفات امام خميني را دارا بود به نام آقاي خامنهاي كه او همان امام خميني است كه اينك ولي امر ماست.
اي خواهران و برادران! براي ما و همه مسلمين در سراسر جهان يك ولي امر وجود دارد و حال اگر بيشتر مسلمانان نميخواهند از ايشان تبعيت كنند مشكل خودشان است چنانچه پيشتر نيز بسياري از مردم، از پيامبر و امامان معصوم تبعيت نكردند ولي اين بدان معنا كه امام، امام و پيامبر، پيامبر نبود نميباشد. ما ولي امري داريم كه نائب امام مهدي(عج) است. اطاعتش بر ما واجب است. ما از پاكي و صفات نيكو و پرهيزگاري و به طور همزمان، شجاعت، قدرت، حكمت، تدبير و بصيرت او آگاهيم. او با آمريكا و اتحاديه اروپا و كشورهاي تحت سلطهشان كه منطقه خليج را پر كردهاند به مبارزه برخاسته است. خدا بر ما منت نهاده كه او را به ولايت امر ما برگزيده است. او مردي آگاه و شخصيتي استثنايي است كه اگر همه حوزههاي علميه و كشورهاي اسلاميمان را جستوجو كنيم، فقيهي از ميان فقهاي شيعه نمييابيم كه اينچنين بزرگيها و صفات متعالي در او جمع شده باشند بدان پايه كه در رهبر ما حضرت آيتالله خامنهاي بهعنوان ولي امر جمع شدهاند.
اگر آخرت را بخواهيم، آخرت ما با ولي امر و نائب حضرت حجت(عج) است و همچنين اگر عزت و شرف و كرامت دنيا را نيز بخواهيم، به آن نميرسيم مگر با ولي امر. حتي براي اين جنبش مقاومت بزرگ كه بدان توجه شده است و در جهان عرب يك پديده استثنايي است و ما بهواسطه آن سرمان را بالا گرفتهايم و به آن افتخار ميكنيم، اگر شخصي بهنام روح الله الموسوي الخميني نبود، اثري از آن در لبنان نميبود و بعد از آن نيز اگر شخصي به نام سيدعلي حسيني خامنهاي نبود، استمرار نمييافت.ح
ای سیّد خراسان بر تو سلام یاران