بر اساس حکمت متعالیه، نفس، جسم را هدایت کرده و می سازد و می تواند ده ها میلیون سال آن را حفظ کند، از همین جا است که می گویند امام زمان(عج) دهها میلیون سال می تواند زنده بماند.
به گزارش مرکز خبر حوزه، حضرت آیت الله جوادی آملی، در اختتامیه همایش بین المللی بررسی نفس و بدن در آموزه های دینی که عصر امروز با حضور اساتید و اندیشمندان داخلی وخارجی فلسفه در سالن همایش های بین المللی دفتر تبلیغات اسلامی برگزار شد، اظهارداشتند: نفس هست و واحد است؛ زیرا همه ما در هر عصری که باشیم خود را می یابیم و با تحولات فراوانی که در حوزه بدن رخ می دهد، خود را با علم حضوری درک می کنیم.
ایشان افزودند: بعد از چند سال تمام ذرات بدن عوض می شود و اگر کسی به دلیل تصادف های متمادی همه اعضای خود را از دست بدهد و اعضای جدیدی به او پیوند دهند، این شخص خود را از دوران خردسالی تا کهنسالی می داند، نه این که بفهمد، چون علمش حضوری است.
معظم له ادامه دادند: هستی ما مشهود ما است و با تحولات ثنایی و طبیعی بدن که تمام ذرات بدن عوض میشود، باز ما همانیم که بودیم، پس ما موجودیم و واحدیم.
حضرت آیت الله جوادی آملی گفتند: طرح مسئله نفس و بدن بسیار سودمند است، اگر منهای انسان شناسی باشد خطرناک است؛ نفس و بدن جز انسان است و انسان موجودی واحد است.
ایشان با رد برخی اقوال غلط درباره نفس و بدن بیان داشتند: این که برخی در مسئله تشکیک نفس به بدن تصور می کنند تعلق نفس به بدن همانند تعلق ناخدا به کشتی و تعلق سلطان به مدینه است، کاملا اشتباه می کنند؛ هرچند تقریبا 40 قول از این اقوال را حکیم سبزواری در تعلیقه شرح منظومه اشاره کرده ولی تمام این اقوال ره بیگانه رفتند.
معظم له با اشاره به قول صحیحی که در حمکت متعالیه مطرح شده اظهارداشتند: حکمت متعالیه اثبات کرد، هم بشر به خدا راه دارد و هم انسان یک حقیقت است، نه چند حقیقت و این حقیقت واحده است و هم صدرش مجرد است و هم ذیلش مجرد است.
معظم له عنوان کردند: ما نفس و بدن را جدای حوزه انسان ارزیابی نمیکنیم، کسی که بدن شناس است و گره کور نفس و بدن را شناسایی می کند باید بداند انسان یک موجود واحد حقیقی است که گوشه ای از آن نفس است و گوشه ای از آن بدن است.
این فیلسوف جهان اسلام تصریح کردند: حکمت متعالیه در پیروی از قرآن کریم دو حرف تازه دارد، یکی این که انسان در مصاف با مرگ، مرگ را می میراند و هیچ انسانی نمی میرد و بلکه هر انسانی مرگ را می میراند، دوم این که چرا این نفس در مبارزه با مرگ، مرگ را می میراند و بدن دست ساز خود را رها می کند؟ چرا این بدن محبوب خود را رها کرده و به خانه دیگر می رود؟
ایشان تاکید کردند: نفس آفرین، این نفس را هدایت می کند و بسیار باهوش است و حتی می داند آدمی برتر از آن است که در این عالم بماند و ماندنی باشد؛ چون این عالم نه سقفش ماندنی است و نه سطحش و همه چیز در قیامت در هم می پیچد و فرومی ریزد.
حضرت آیت الله جوادی آملی بیان داشتند: این نفس خردمدار می گوید جای من اینجا نیست باید جایی بروم که مناسب تر است؛ بنابراین به این فکر می افتد که خانه بهتری برود و خانه دنیا و بدن خود را رها می کند و به برزخ میرود.
معظم له تصریح کردند: در کهنسالی سرپرست این خانه، خانه ای بهتر می سازد و از خانه ضعیف کلنگی که 80 یا 90 سال با او بوده صرفه نظر می کند، نه این که به خاطر کهولت جسم نتواند روح را با خود بکشد، نه ، این سخن باطل است، سخن صحیح همان است که سرپرست نفس، خانهای بهتر ساخته و این خانه کلنگی را رها می کند.
ایشان گفتند: اگر گفته می شود، ولی عصر(عج) می تواند ده میلیون سال زنده بماند، به همین خاطر است؛ چون روح، بدن را می سازد، یعنی روح و نفس اگر صلاح ببیند می تواند ده ها میلیون سال این بدن خود را نگه دارد، ولی هرگز این چنین مصلحت اندیشی نمی کند؛ چون دنیا محل قرار و ماندن نیست، بلکه محل گذار و رفتن است.
حضرت آیت الله جوادی بیان داشتند: انسان خانه برزخ را بهتر و مصلحت می داند و مرگ را له می کند و به خانه جدید می رود، قرآن می گوید انسان ذائق موت است، نه مذوق موت، انسان شربت مرگ را می چشد، نه این که شرب انسان را بچشد، پس نفس آنقدر قدرت دارد که مرگ را بمیراند و خانه ای نو بسازد.
ایشان عنوان کردند: در جریان نفس و بدن هردو را باید در کنار سفره انسان ببینم، صدر آن نفس است و ذیل آن بدن، اول آن ماده منی، وسط آن حیات برزخی و آخرش مجرد است.
معظم له گفتند: انسان یک موجود واحد حقیقی است و از آنجایی که تشکیک حق است، پس انسان وحدت تشکیکی دارد، البته همه عالم این گونه است، همه عالم حقیقت است نه اعتبار؛ وقتی انسان به دنیا آمد در زاد روزش هیچ نمی داند؛ اگر نفس مجرد به او عطا می شد، می بایست بسیاری از چیزها را می دانست ولی او کم کم چیزها را یاد می گیرد و بالا می رود، پس نفس مجرد به او عطا نشده، بلکه نفسی به عطا شده که به منزله میوه برای درخت است، نه به منزله ناخدا برای کشتی؛
ایشان در پایان خاطرنشان کردند: میوه هر درخت را خود درخت باید بدهد، نفس میوه بدن است، اگر میوه او است وقتی رسید شاخه را رها می کند و به خانه دیگر می رود، پس تناسخ نیز رد می شود؛ پس اگر خواستیم تشبیه کنیم، نفس و بدن رابطه میوه و درخت دارند؛ بنابراین مسئله تناسخ، زمینه ابطالش در همین جا فراهم می شود.
ای سیّد خراسان بر تو سلام یاران